پایان سه ماهه اول
سلام عزیزمممممممم
خوبی جیگرم
داری تو دل مامان هر روز بزرگ و بزرگتر میشی
هفته پیش رفتم سونو
دکتر گفت 54 میلیمتری
صدای قلبتم کذاشت
بابا رضا و مامانی هم بودن و دیدنت
خیلییییییی ذوق کرده بودن از دیدنت
هنوز حالت تهوعم خوب نشده.البته الان یه کم بهترم میتونم غذا بخورم اما یک ماه و نیم مذشته فقططط نون خشک و پنیر خوردم
از همه چی حالم بد میشد
دیگه برات بگم مامان دیگه اداره نمیره
بهم گفتن باید برگردم سر کار قبلیم
چون تا شهر خودمون فاصله داره من بخاطر موجه کوچولوم مرخصی گرفتمو نمیرم
جوجه جونم خوب باش خوب خوببببببب
مامانو هم دعا کن
راستی
ایکی دو ماهه یه چیزی نگران کرده منو
یه بار اون اولای بارداری بابا رضا سرماخورده بود
من اتفاقی توی گلومو نگاه کردم دیدم سفی ه
گفتم حتما گلوم چرکی شده
به دکتر زنانم گفتم گفت برفکه زودی خوب میشه
اما تا الان هنوز خوب تشده
فکر میکنم بزرگترم شد6
روی هر دو تا لوزه هام هست
میترسم برم دکتر بگه جیز خطرناکیه
دعا کن مامانی چیز مهمی نباشه خودش خوب بشه
.....
مامانی من منتظرم منو لگد بارون کنی
دیشب شب نیمه ماه قمری بود
بابا رصا و من برات سوره یوسف خوندیم و سیب خوشگل خوردم
ایشاا... خوشگل و ناز و تو دل برو باشی جیگری
راستی ببخشددیر به دیر برات مینویسم
خونمون نت نداره فقط وقتایی که بیام خونه بابا بزرگ میتونم برات بنویسم
دوستت دارم عزیزم



پایان سه ماهه اول 

مامان نرگس